تبليغاتX
اخرین نفس

دعا کنین این اخرین نفسم باشه....

دیگه حوصله ی نوشتن ندارم...

میخواستم از همتون خدافظی کنم ولی دلم نیومد...

میخواستم بی خبر برم

بازم دلم نیومد...

دلم واسه همتون تنگ میشه...

بچه ها واسه دل شکستم دعا کنین...

دعا کنین خوب بشه....

خیلی دوستون دارم...

خیلی....

ممنونم از داداشیا و اجیای گلم...

داداش حمزه

اجی افسانه

حوووریه جوون

....

گریه امونم نمیده...

ببخشید

حلالم کنین....

............................................................

خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن

ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن

خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه

لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه

یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند

یکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوند

تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو

هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو

خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم

نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم

نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم

از این فصل سکوت و شب غم بارونو بردارم

نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی

تو که بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی

تو این رویای سر دم گم .خداحافظ گل گندم

تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم

خداحافظ گل پونه . که بارونی نمی تونی

...طلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه خداحافظ .....!


خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید

به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید

اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس

نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس

خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها

بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا

خداحافظ خداحافظ

همین حالا

خداحافظ

 

+ تاريخ چهارشنبه 16 شهریور1390ساعت 0:44 نويسنده nafas |

نفهمیدی چه می گویم
ندانستی چه می خواهم
گمان کردی که چون از عشق می گویم
نیازپیکرم را در تو می جویم؟
تو فکر کردی
که عشق جز خواهش تن نیست
و جز این آرزو در باطن من نیست؟
نفهمیدی! نفهمیدی!
که این افکار در من نیست!!
و عشق آن واژه پاکیست
برای من...
که بی تو معنی تنهایی مطلق
برای دستهای من...
برای حرف های من...
برای آنچه می گویم...
نمی دانی! نمی دانی!...
چه می گویم...

+ تاريخ چهارشنبه 16 شهریور1390ساعت 0:30 نويسنده nafas |

خدایاااااااااااااا....

شکرت....

بعد از چند ماه دوباره دیدمش....

خدایا ازت ممنونم....

اینقد خندوندم که همه ی دلتنگیامو فراموش کردم....

خیلی دلم گرفته بود......

تازه قراره اخر شهریور با هم بریم یه مسافرت دو هفته ای...

.

.

.

.

گر نمک باعث شوریست خدایا...

یار من این همه دارد نمک و شیرین است...

+ تاريخ شنبه 12 شهریور1390ساعت 2:39 نويسنده nafas |

دیگه دلم برای تو تنگ نمیشه...

                                  تنگ نمیشه....

          از این به بعد دیگه دلم بیخودی دلتنگ نمیشه.....

                                                             غروری که به خاطرت گم شده پیدا میکنم

                هر جا بگی دوست دارم میام و حاشا میکنم...

+ تاريخ پنجشنبه 3 شهریور1390ساعت 4:12 نويسنده nafas |

خدایا دلم گرفته...

خودت به دادم برس....

حالم اصلا خوش نیست....

+ تاريخ پنجشنبه 20 مرداد1390ساعت 18:26 نويسنده nafas |

یکی هست ، تو قلبم

که هرشب واسه اون می نویسم و اون خوابه

نمی خوام ، بدونه

 واسه اونه که قلب من این همه بی تابه

یه کاغذ ،یه خودکار

دوباره شده همدم این دل دیوونه

یه نامه ، که خیسه

پر از اشک و کسی بازم اون و نمی خونه

 

یه روز همین جا ، تویه اتاقم

یه دفعه گفت داره میره

چیزی نگفتم ، آخه نخواستم

 دلش و غصه بگیره

گریه می کردم ، درو که می بست

 می دونستم که میمیرم

اون عزیزم بود ، نمی تونستم

جلوی راشو بگیرم

 

می ترسم یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنها

خدایا کمک کن نمی خوام بدونه  دارم جون می کنم اینجا

سکوت اتاقو داره می شکنه تیک تاکه ساعته رو دیوار

دوباره نمی خوام بشه باوره من که دیگه نمیاد انگار

 

یه روز همین جا ، تویه اتاقم

یه دفعه گفت داره میره

چیزی نگفتم ، آخه نخواستم

 دلش و غصه بگیره

گریه می کردم ، درو که می بست

 می دونستم که میمیرم

اون عزیزم بود ، نمی تونستم

جلوی راشو بگیرم

 

یکی هست ، تو قلبم

که هرشب واسه اون می نویسم و اون خوابه

نمی خوام ، بدونه

 واسه اونه که قلب من این همه بی تابه

یه کاغذ ،یه خودکار

دوباره شده همدم این دل دیوونه

یه نامه ، که خیسه

پر از اشک و کسی بازم اون و نمی خونه

+ تاريخ یکشنبه 16 مرداد1390ساعت 16:5 نويسنده nafas |


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن
گردشـــی در کوچــه باغ راز کن

هر که عشقش در تماشا نقش بست
عینک بد بینی خود را شکسـت

علـت عـاشــــق ز عـلتــها جــداســـت
عشق اسطرلاب اسرار خداست

من مـیـــان جســـمها جــان دیـــده ام
درد را افکنـــده درمـان دیـــده ام

دیــــده ام بــر شـــاخه احـســـاســها
می تپــد دل در شمیــــم یاسها

زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست
زندگی باغ تماشـــای خداســت

گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود
می تواند زشــت هم زیبا شــود

حال من، در شهر احسـاسم گم است
حال من، عشق تمام مردم است

زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا
صبـــح هـا، لبـخند هـا، آوازهـــا

ای خــــطوط چهــــره ات قـــــــرآن من
ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن

با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی شـود
مثنوی هایـم همــه نو می شـود

حرفـهایـم مــــرده را جــــان می دهــد
واژه هایـم بوی بـاران می دهـــد

+ تاريخ شنبه 1 مرداد1390ساعت 10:58 نويسنده nafas |

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
+ تاريخ پنجشنبه 30 تیر1390ساعت 14:9 نويسنده nafas |

فال بوسه - طالع بینی نوع بوسه و بوسیدن ماه های مختلف

 

(فروردین)


بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند كه نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما این احساس داغ و سوزان خیلی زود فروكش می كند.



(اردیبهشت)


بوسه های شما با تعلل صورت می گیرد اما بوسه هایی ژرف و با احساس هستند كه پی در پی می آیند و می آیند و…


(خرداد)


بوسه های شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازی قطع می شود.



 (تیر)


بوسه های شما گرم و لطیف است، و دوست دارید تا ابد به آن ادامه دهید…



 (مرداد)


بوسه های شما وحشی و پراحساس، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است. هیچگاه موقع بوسیدن از بروز احساسات خود جلوگیری نمی كنید و دوست دارید دیگران شما را به این خاطر تشویق كنند.



(شهریور)


بوسه های شما بسیار دقیق، ظریف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه آن می شود كه شما كارتان را تمام كرده اید



 (مهر)


آن قدر نگران وضعیت تنفستان هستید كه نمی توانید خوب به بوسیدنتان بپردازید.



(آبان)


شما خیلی زود از بوسیدن می گذرید و به سراغ چیزی می روید كه پشت سر آن برسد.



 (آذر)


بوسه های شما غافلگیر كننده و خود به خودی هستند كه باعث می شود معشوقتان بیش تر و بیش تر طلب كند.

(دی)


بوسه های شما لحظه ی خلاص شدن و آزادی از استرسی است كه در طول روز اسیرتان كرده است.

(بهمن)


بوسه های شما خیس و با كثیف كاری همراه است و هنگام بوسیدن چشمانتان را باز نگاه می دارید!

(اسفند)


بوسه های شما رویایی، خیال انگیز، عاشقانه و ابدی است

+ تاريخ سه شنبه 28 تیر1390ساعت 16:46 نويسنده nafas |

 

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی

بفهمی زندگی بی عشق نازیباست

دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی

به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی

بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها

بخوانی نغمه ای با مهر

دعایت می کنم، در آسمان سینه ات

خورشید مهری رخ بتاباند

دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی

بیاید راه چشمت را

سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر

دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی

با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را

دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا

تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری

و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد

مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی

دعایت می کنم، روزی بفهمی

گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است

دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد

با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست

شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا

بخوانی خالق خود را

اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور

ببوسی سجده گاه خالق خود را

دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی

پیدا شوی در او

دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و

با او بگویی:

بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست

دعایت می کنم، روزی

نسیمی خوشه اندیشه ات را

گرد و خاک غم بروباند

کلام گرم محبوبی

تو را عاشق کند بر نور

دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی

با موج های آبی دریا به رقص آیی

و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی

بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی

لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی

به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی

دعایت می کنم، روزی بفهمی

در میان هستی بی انتها باید تو می بودی

بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا

برایت آرزو دارم

که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو

اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی

بگیرد آن زبانت

دست و پایت گم شود

رخساره ات گلگون شود

آهسته زیر لب بگویی، آمدم

به هنگام سلام گرم محبوبت

و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را

ندانی کیستی

معشوق عاشق؟

عاشق معشوق؟

آری، بگویی هیچ کس

دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی

ببندی کوله بارت را

تو را در لحظه های روشن با او

دعایت می کنم ای مهربان همراه

تو هم ای خوب من

گاهی دعایم کن

 

+ تاريخ چهارشنبه 22 تیر1390ساعت 16:21 نويسنده nafas |

کاش یک کاسه شراب

               من بودم و تو

 تو از لب کاسه می نوشیدی و

                                  من از لب تو

بگو وقتی اینو خوندی چی به ذهنت رسید؟؟؟؟

چه حسی داشتی؟؟؟؟

نظر یادتون نره......

+ تاريخ سه شنبه 21 تیر1390ساعت 20:49 نويسنده nafas |

                                               ** ساقی**

کاش میدیدم چیست!

انچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست

اه وقتی که تو لبخند نگاهت را می تابانی

بال مژگان بلندت را می خوابانی

اه وقتی که تو چشمانت

                           ان جام لبالب از جاندارو را

سوی این تشنه ی جان سوخته می گردانی

موج موسیقی عشق از دلم می گذرد

            روح گلرنگ شراب در تنم می گردد

دست ویرانگر شوق

               پرپرم می کند ای غنچه ی رنگین!پرپر!

من در ان لحظه که چشم تو به من می نگرد

   برگ خشکیده ی ایمان را

                            در پنجه ی باد

رقص شیطانی خواهش را

                             در اتش سبز

نور پنهانی خواهش را در چشمه ی مهر

اهتزاز ابدیت را می بینم

پیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست

       اهتزاز ابدیت را

                   یارای تماشایم نیست

 کاش می گفتی چیست

انچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست....

+ تاريخ سه شنبه 21 تیر1390ساعت 20:35 نويسنده nafas |

Ðe$igNER
m0zhgAN